بازگشت

instructional

in·struc·tion·al/ɪnˈstrʌk.ʃən.əl/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more instructionalsuperlative (عالی): most instructional
آموزشیدستورالعملی

مربوط به آموزش یا ارائه اطلاعات و دستورالعمل‌ها.

Related to teaching or providing information or instructions.

«این کتاب راهنمای آموزشی برای مبتدیان ارائه می‌دهد.»

The book provides instructional guidance for beginners.

«ویدیوهای آموزشی به کاربران کمک می‌کنند مهارت‌های جدید یاد بگیرند.»

Instructional videos help users learn new skills.

تفاوت با واژه‌های مشابه
educationalآموزشی

متداول؛ معنایی مشابه اما در زمینه وسیع‌تر.

Common; similar in meaning but broader context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000