intercity

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·ter·ci·ty/ˌɪn.təˈsɪt.i/
inter-betweencitya large town
adjective (صفت)common

صفت — بین‌شهری

بین‌شهری

میان یا مرتبط با شهرهای مختلف.

Between or connecting different cities.

«او با قطار بین‌شهری به پایتخت رفت.»

He took the intercity train to the capital.

«اتوبوس‌های بین‌شهری در تعطیلات مکرراً سرویس می‌دهند.»

Intercity buses run frequently during holidays.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000