interpret away

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·ter·pret a·way/ɪnˈtɜrprət əˈweɪ/
phrasal verb (فعل عبارتی)formal

فعل عبارتی — با تفسیر بی‌اهمیت جلوه دادن

با تفسیر بی‌اهمیت جلوه دادنتوجیه کردن

چیزی را طوری تفسیر کردن که بی‌اهمیت یا غیرواقعی جلوه کند.

To explain something in a way that makes it seem unimportant or unreal.

«او نشانه‌های هشدار را با تفسیرش بی‌اهمیت جلوه داد.»

He interpreted away the warning signs.

«نمی‌توانی شواهد را با تفسیر کنار بزنی.»

You cannot interpret away the evidence.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000