بازگشت

inventory

in·ven·to·ry/ˈɪnvəntɔːri/
noun (اسم)common
plural (جمع): inventories
موجودیفهرست کالاها

لیست مفصل اقلام یا کالاهای موجود در انبار

a detailed list of items or goods in stock

«فروشگاه قبل از فروش، موجودی را شمارش کرد.»

The store took inventory before the sale.

«موجودی ما شامل تجهیزات الکترونیکی زیادی است.»

Our inventory includes many electronics.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stockموجودی کالا

روزمره/تجاری. معمولاً قابل تعویض اما stock ممکن است شامل کالاهای قابل فروش باشد.

Everyday/business. Often used interchangeably though stock can refer more broadly to goods for sale.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000