irradiation

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ir·ra·di·a·tion/ɪˌreɪdiˈeɪʃən/
ir-into, onradiateto emit rays-ionaction or process
noun (اسم)technical

اسم — تابش

تابشپرتوگیری

فرایند تابش دادن به چیزی با اشعه

The process of exposing something to radiation

«پرتو دادن به غذا باعث از بین رفتن باکتری‌های مضر می‌شود.»

Irradiation of food kills harmful bacteria.

«بیمار تحت درمان پرتودرمانی قرار گرفت.»

The patient underwent irradiation therapy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exposureمواجهه

معمولی. وقتی معنای کلی مواجهه با اشعه دارد جایگزین irradiation است.

Common. Can replace irradiation when meaning being exposed to radiation generally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000