islamic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

Is·lam·ic/ɪzˈlɑːmɪk/
Islama religion-icrelated to / characteristic of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more Islamicsuperlative (عالی): most Islamic

صفت — اسلامی

اسلامیمسلمان

مربوط به اسلام، اصول آن یا پیروانش؛ ویژگی‌های اسلامی.

Relating to or characteristic of Islam, its principles, or its followers.

«هنر اسلامی اغلب دارای الگوهای هندسی پیچیده است.»

Islamic art often features intricate geometric patterns.

«بسیاری از کشورها عمدتاً جمعیت اسلامی دارند.»

Many countries have a predominantly Islamic population.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000