بازگشت

island

is·land/ˈaɪ.lənd/
noun (اسم)common
plural (جمع): islands
جزیره

قطعه‌ای از زمین که تمام اطرافش را آب فرا گرفته است.

A piece of land completely surrounded by water

«ما برای تعطیلات به یک جزیره گرمسیری رفتیم.»

We went on vacation to a tropical island.

«جزیره از همه طرف با آب احاطه شده است.»

An island is surrounded by water on all sides.

تفاوت با واژه‌های مشابه
isleجزیره (کوچک)

ادبی/رسمی. معمولاً برای جزیره‌های کوچک یا در متون شاعرانه به کار می‌رود. در محاورات روزمره استفاده نمی‌شود.

Literary/formal. Often used for smaller or poetic references to islands. Can replace 'island' in formal or literary contexts, but not commonly in everyday speech.

atollآتول (جزیره حلقوی)

فنی/جغرافیایی. به جزیره‌های حلقوی مرجانی اشاره دارد و در جای دیگر نمی‌توان جایگزین island کرد.

Technical/geographical. Refers specifically to ring-shaped coral islands. Not interchangeable with 'island' in general use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000