jaw away

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

jaw a·way/dʒɔ əˈweɪ/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — یک‌ریز حرف زدن

یک‌ریز حرف زدنوراجی کردن

مدام، معمولاً به شکلی خسته‌کننده یا آزاردهنده، حرف زدن.

To talk continuously, often in a boring or annoying way.

«آن‌ها تمام عصر یک‌ریز حرف زدند.»

They jawed away all evening.

«او هنگام شام مدام حرف می‌زد.»

He kept jawing away during dinner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000