jet-setting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

jet set·ting/ˈdʒɛt ˌsɛtɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more jet-settingsuperlative (عالی): most jet-setting

صفت — اهل سفرهای هوایی

اهل سفرهای هواییپروازگرد

مربوط به سفرهای مکرر هوایی، به‌ویژه به مکان‌های پرزرق‌وبرق و محبوب.

regularly traveling by airplane, especially to fashionable places.

«آن‌ها سبک زندگی پر از سفر هوایی دارند.»

They lead a jet-setting lifestyle.

«او به‌عنوان چهره‌ای اهل سفرهای هوایی شناخته شد.»

She became known as a jet-setting socialite.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000