keep someone busy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

keep some·one bus·y/kip ˈsʌmwʌn ˈbɪzi/
phrase (عبارت)common

عبارت — کسی را مشغول نگه داشتن

کسی را مشغول نگه داشتن

برای کسی آن‌قدر کار یا فعالیت فراهم کردن که مشغول بماند.

To give someone enough work or activity that they remain occupied.

«پروژهٔ جدید تمام روز مرا مشغول نگه می‌دارد.»

The new project keeps me busy all day.

«کارهای دستی بچه‌ها را در خانه مشغول نگه داشت.»

Crafts kept the children busy indoors.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000