بازگشت

kernel

ker·nel/ˈkɜːrnəl/
noun (اسم)common
plural (جمع): kernels
هستهمغز

بخش نرم و خوراکی داخل یک دانه یا مغز؛ همچنین بخش مرکزی یا مهم‌ترین قسمت چیزی.

The soft, edible part inside a seed or nut; also the central or most important part of something.

«هسته ذرت شیرین و نرم بود.»

The kernel of the corn was sweet and tender.

«او بخش اصلی استدلال را فهمید.»

She understood the kernel of the argument.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coreهسته

اغلب برای بخش مرکزی یا مهم‌ترین قسمت استفاده می‌شود، شبیه kernel.

Often used for the central or most important part, similar to kernel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000