kindled

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

kind·led/ˈkɪndəld/
kindleto start a fire or ignite-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): kindledpast participle (مفعولی): kindled-ing (حال): kindling3rd (سوم): kindles

فعل — روشن کرد

روشن کردبرافروخت

گذشته فعل kindle؛ شروع یا روشن کردن آتش یا احساس قوی.

Past tense of 'kindle'; to start or ignite a fire or strong feeling.

«او غروب آتش اردو را روشن کرد.»

He kindled the campfire at dusk.

«فیلم علاقه او به هنر را برانگیخت.»

The movie kindled her interest in art.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ignitedشعله‌ور شد

رسمی. تأکید بر شروع آتش یا احساس.

Formal. Emphasizes starting a fire or emotion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000