kipper

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

kip·per/ˈkɪp.ər/
noun (اسم)commonplural (جمع): kippers

اسم — ماهی دود داده شده

ماهی دود داده شدهکپور معلّق

ماهی خال مخالی کامل که دود داده شده و خوراکی است.

A whole herring smoked in a split-open condition, eaten as food.

«صبحانه ماهی دود داده شده خورد.»

He had a kipper for breakfast.

«کپور معلّق غذای سنتی انگلیسی‌هاست.»

Kippers are a traditional English dish.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000