knew

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/njuː/
verb (فعل)commonpast (گذشته): knewpast participle (مفعولی): known-ing (حال): knowing3rd (سوم): knows

فعل — دانست

دانستمی‌دانستشناخت

شکل گذشته فعل "know"؛ از طریق مشاهده، پرس و جو یا اطلاعات آگاه بود.

Past simple of 'know'; was aware of through observation, inquiry, or information.

«او جواب سؤال را می‌دانست.»

She knew the answer to the question.

«من او را از دانشگاه می‌شناختم.»

I knew him from college.

تفاوت با واژه‌های مشابه
understoodفهمید. رایج. 'Understood' دلالت بر درک معنی یا دلیل چیزی دارد. 'Knew' گسترده‌تر است و می‌تواند به حقایق، افراد یا مفاهیم اشاره کند. "من جواب را می‌دانستم" در مقابل "من مشکل را فهمیدم."
recognizedشناخت. رایج. برای شناسایی کسی یا چیزی که قبلاً با آن روبرو شده‌ایم. "صدایش را شناختم." 'Knew' می‌تواند دلالت بر آشنایی عمیق‌تر و مداوم داشته باشد.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000