بازگشت

knickknack

knick·knack/ˈnɪknæk/
noun (اسم)common
plural (جمع): knickknacks
شی‌ء تزئینیتزئینی کوچک

شیء تزئینی کوچک و ساده که معمولاً ارزش زیادی ندارد.

A small decorative object or trinket, usually of little value.

«قفسه‌های او پر از اشیای تزئینی کوچک است.»

Her shelves are full of knickknacks.

«آنها اشیای تزئینی کوچک را از سفرهایشان جمع‌آوری می‌کنند.»

They collect knickknacks from their travels.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trinketتزئینی کوچک

رایج. تقریباً معادل knickknack است و به شیء تزئینی کوچک اشاره دارد.

Common. Almost interchangeable with knickknack, emphasizes small decorative item.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000