lamented

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

la·men·ted/ˈlæmən.tɪd/
lamentto mourn or express sorrow-edpast tense
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more lamentedsuperlative (عالی): most lamented

صفت — متأسفانه درگذشته

متأسفانه درگذشتهسوگوار

دردناک و تأسف‌آور، به‌خصوص پس از مرگ کسی.

Mourned or regretted deeply, especially after death.

«رهبر متأسفانه درگذشته با محبت یاد شد.»

The lamented leader was remembered fondly.

«او درباره دوست سوگوارش صحبت کرد.»

She spoke about her lamented friend.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000