laze

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/leɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): lazedpast participle (مفعولی): lazed-ing (حال): lazing3rd (سوم): lazes

فعل — تنبل بودن

تنبل بودنول گشتن

صرف وقت به‌طور آرام و تنبلانه بدون انجام کار زیاد.

To spend time in a relaxed, lazy manner doing very little.

«او تمام بعدازظهر را ول گشت.»

He lazed around all afternoon.

«آخر هفته‌ها دوست دارم تنبل باشم.»

I like to laze on weekends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relaxآرام گرفتن

معمولی/غیررسمی. وقتی بر آرامش تأکید باشد با laze قابل جایگزینی است.

Common/informal. Interchangeable with 'laze' when emphasizing resting. 'I lazed by the pool' = 'I relaxed by the pool'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000