living body

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

liv·ing bod·y/ˈlɪvɪŋ ˈbɑdi/
noun (اسم)commonplural (جمع): living bodies

اسم — بدن زنده

بدن زندهکالبد زنده

ساختار فیزیکی یک موجود زنده، در مقابل یک موجود مرده یا یک مفهوم انتزاعی.

The physical structure of a living organism, as opposed to a dead one or an abstract concept.

«هنرمند نسبت‌های بدن زنده را مطالعه کرد.»

The artist studied the proportions of the living body.

«حتی یک بریدگی کوچک هم می‌تواند برای یک کالبد زنده جدی باشد.»

Even a small cut can be serious for a living body.

تفاوت با واژه‌های مشابه
organismموجود زنده

رسمی/فنی. به هر موجود زنده منفرد اشاره دارد. هنگامی که بر موجودیت بیولوژیکی به طور کلی تأکید می‌شود، با 'living body' قابل جایگزینی است. اغلب در زمینه‌های علمی استفاده می‌شود.

Formal/Technical. Refers to any individual living entity. It is interchangeable with 'living body' when emphasizing the biological entity as a whole. It is often used in scientific contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000