lucidity

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lu·cid·i·ty/luːˈsɪdəti/
lucidclear, easy to understand-itystate or condition
noun (اسم)formal

اسم — روشن‌فکری

روشن‌فکریوضوح

شفافیت و وضوح در تفکر یا بیان.

Clarity of thought or expression.

«سخنرانی او با وضوح شگفت‌انگیزی مشخص شده بود.»

Her speech was marked by surprising lucidity.

«روشن‌فکری در هنگام توضیح مفاهیم پیچیده اهمیت دارد.»

Lucidity is important when explaining complex ideas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clarityوضوح

رایج. بر وضوح و قابل فهم بودن تأکید دارد.

Common. Emphasizes clearness and understandability.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000