lytic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lyt·ic/ˈlɪtɪk/
lyticcausing destruction or dissolution
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more lyticsuperlative (عالی): most lytic

صفت — تخریبی

تخریبیلیتیک

مربوط به یا باعث از بین رفتن سلول‌ها.

Relating to or causing the disintegration of cells.

«ویروس یک چرخه تخریبی دارد.»

The virus has a lytic cycle.

«آنزیم‌های لیتیک سلول‌ها را تجزیه می‌کنند.»

Lytic enzymes break down cells.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000