mainsail

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

main·sail/ˈmeɪnˌseɪl/
noun (اسم)commonplural (جمع): mainsails

اسم — بادبان اصلی

بادبان اصلیبادبان بزرگ‌کشتی

بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین بادبان روی دکل اصلی کشتی بادبانی

The principal sail on a sailing boat’s mainmast

«بادبان اصلی وقتی باد زیاد شد سریع بالا رفت.»

The mainsail was raised quickly as the wind picked up.

«قبل از حرکت بادبان اصلی را برای پارگی بررسی کن.»

Check the mainsail for any tears before setting sail.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mainبادبان اصلی

رایج. در بافت دریانوردی اغلب به جای mainsail استفاده می‌شود.

Common. Used interchangeably with 'mainsail' in sailing contexts, especially informally among sailors.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000