make (a) living

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

make a liv·ing/meɪk ə ˈlɪvɪŋ/
phrase (عبارت)common

عبارت — امرار معاش کردن

امرار معاش کردندرآمد کسب کردن

از راه کار کردن برای گذران زندگی درآمد به دست آوردن.

to earn enough money to support oneself

«او از راه طراحی امرار معاش می‌کند.»

She makes a living as a designer.

«آیا او می‌تواند از موسیقی درآمد کسب کند؟»

Can he make a living from music?

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000