make pigs and whistles of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

make pigs and whis·tles of/meɪk pɪɡz ən ˈwɪsəlz əv/
phrase (عبارت)dated

عبارت — گند زدن به کار

گند زدن به کارخراب‌کاری کردن

کاری را از روی بی‌کفایتی خراب و آشفته کردن.

To make a mess of something; to spoil it through incompetence.

«او تعمیر را حسابی خراب کرد.»

He made pigs and whistles of the repair.

«آن‌ها برنامه را به‌کلی به‌هم ریختند.»

They made pigs and whistles of the plan.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000