make strange

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪk streɪndʒ/
phrase (عبارت)dated

عبارت — غریبه‌وار رفتار کردن

غریبه‌وار رفتار کردناز خود راندن

با کسی طوری رفتار کردن که انگار غریبه است یا او را از خود راندن.

To treat a person as unfamiliar or distant, especially after knowing them.

«پس از دعوا، با برادرش غریبه‌وار رفتار کرد.»

After the quarrel, he made strange with his brother.

«او می‌ترسید با او مثل غریبه رفتار کنند.»

She feared they would make strange with her.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000