matriarchal

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ma·tri·ar·chal/ˌmeɪtriˈɑːrkəl/
matrimotherarchrule-alrelated to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): matriarchalersuperlative (عالی): matriarchalest

صفت — ماتریارشی

ماتریارشیوابسته به حکومت زنان

مربوط به سیستم اجتماعی که زنان یا سالخوردگان زن در آن حکومت یا سلطه دارند

Relating to a social system ruled or dominated by women or female elders

«آن‌ها متعلق به جامعه‌ای ماتریارشی هستند.»

They belong to a matriarchal society.

«فرهنگ‌های ماتریارشی رهبری زنان را ارزشمند می‌دانند.»

Matriarchal cultures value female leadership.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000