menstrual

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mens·tru·al/ˈmenstruəl/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more menstrualsuperlative (عالی): most menstrual

صفت — قاعدگی

قاعدگیمربوط به عادت ماهیانه

مرتبط با قاعدگی، چرخه ماهانه خونریزی زنان.

Relating to menstruation, the monthly female bleeding cycle.

«او دردهای قاعدگی را تجربه کرد.»

She experienced menstrual cramps.

«بهداشت قاعدگی برای سلامت مهم است.»

Menstrual hygiene is important for health.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000