microscopic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mi·cro·scop·ic/ˌmaɪkrəˈskɒpɪk/
micro-very smallscopto look at or examine-icadjective suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more microscopicsuperlative (عالی): most microscopic

صفت — ریزنگرانه

ریزنگرانهبسیار کوچک

بسیار کوچک، که فقط با میکروسکوپ دیده می‌شود.

Extremely small, only visible with a microscope.

«برای دیدن ارگانیسم‌های ریزنگرانه، از میکروسکوپ استفاده کردیم.»

We used a microscope to see the microscopic organisms.

«ذرات بسیار کوچکی در نمونه آب یافت شدند.»

Microscopic particles were found in the water sample.

تفاوت با واژه‌های مشابه
minusculeریز

رایج. به معنای بسیار کوچک است، مشابه microscopic.

Common. Means extremely small, similar to microscopic.

tinyکوچک

رایج. اصطلاحی کلی برای اندازه خیلی کوچک، در متن غیررسمی جایگزین می‌شود.

Common. General term for very small size, can replace microscopic in informal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000