moonwalking

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

moon·walk·ing/ˈmuːnwɔːkɪŋ/
mooncelestial bodywalkto move on foot-ingpresent participle / gerund suffix
1noun (اسم)common

اسم — رقص مون‌واک

رقص مون‌واکراه رفتن روی ماه (رقص)

یک حرکت رقص که در آن رقصنده به نظر می‌رسد به عقب سُر می‌خورد در حالی که در واقع به جلو حرکت می‌کند و توهم راه رفتن روی ماه را ایجاد می‌کند.

A dance move in which the dancer appears to glide backward while actually moving forward, creating an illusion of walking on the moon.

«مون‌واک او بی‌نقص بود و جمعیت را شگفت‌زده کرد.»

His moonwalking was flawless and amazed the crowd.

«بسیاری از مردم بعد از تماشای مایکل جکسون تلاش کردند مون‌واک را یاد بگیرند.»

Many people tried learning moonwalking after watching Michael Jackson.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glideسریدن

عمومی. حرکت روان و پیوسته را توصیف می‌کند. می‌تواند *عمل* مون‌واک را توصیف کند، اما خود حرکت رقص خاص را نه. 'مون‌واک او یک سر خوردن روان بود' کار می‌کند، اما 'او یک سر خوردن انجام داد' به هر سر خوردنی اشاره دارد.

General. Describes smooth, continuous movement. Can describe the *action* of moonwalking, but not the specific dance move itself. 'His moonwalking was a smooth glide' works, 'He did a glide' implies any glide.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): moonwalkedpast participle (مفعولی): moonwalked-ing (حال): moonwalking3rd (سوم): moonwalks

فعل — مون‌واک کردن

مون‌واک کردنرقص ماه انجام دادن

صفت فاعلی فعل 'moonwalk': انجام دادن حرکت رقص مون‌واک.

Present participle of 'moonwalk': to perform the moonwalk dance move.

«او در حال مون‌واک کردن روی صحنه زیر تشویق‌های زیاد بود.»

He was moonwalking across the stage to loud applause.

«او ساعت‌ها جلوی آینه مون‌واک می‌کرد.»

She spent hours moonwalking in front of the mirror.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glidingسریدن

عمومی. حرکت روان و پیوسته را توصیف می‌کند. می‌تواند *عمل* مون‌واک را توصیف کند، اما خود حرکت رقص خاص را نه. 'او داشت روی صحنه می‌سرود' کار می‌کند، اما لزوماً به این معنی نیست که مون‌واک می‌کرد.

General. Describes smooth, continuous movement. Can describe the *action* of moonwalking, but not the specific dance move itself. 'He was gliding across the stage' works, but doesn't necessarily mean he was moonwalking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000