mopsy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mop·sy/ˈmɒpsi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): mopsiersuperlative (عالی): mopsiest

صفت — غمگین

غمگینگرفته

ظاهر غمگین، گرفته یا ناراحتی داشتن.

Looking sad, gloomy, or sulky.

«بعد از شنیدن خبر بد، غمگین به نظر می‌رسید.»

She looked mopsy after hearing the bad news.

«وقتی به کودک گفته شد بازی را متوقف کند، گرفته شد.»

The child became mopsy when told to stop playing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sulkyناراحت

غیررسمی. حالت مشابه، در توصیف حالت چهره یا حال می‌تواند جایگزین شود.

Informal. Similar mood, can replace mopsy in describing facial expressions or mood.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000