بازگشت

mortal

mor·tal/ˈmɔːrtəl/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more mortalsuperlative (عالی): most mortal
فانیمرگ‌پذیر

مرده‌پذیر؛ کسی یا چیزی که جاودانه نیست و می‌میرد.

Subject to death; not immortal.

«همه انسان‌ها فانی هستند.»

All humans are mortal.

«او از خطر مرگبار ترسید.»

He feared mortal danger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
humanانسان

رایج. معمولاً برای انسان‌ها گفته می‌شود که فانی هستند، مترادف دقیق نیست.

Common. Refers usually to people who are mortal by nature. Not exact synonym but contextually related.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): mortals
فانیانسان

یک انسان که دستخوش مرگ است.

A human being subject to death.

«فانی‌ها نمی‌توانند برای همیشه زندگی کنند.»

Mortals cannot live forever.

«او فقط یک انسان فانی مثل بقیه است.»

He is just a mortal, like everyone else.

تفاوت با واژه‌های مشابه
humanانسان

رایج. به معنای شخص به عنوان موجود فانی.

Common. Refers to a person as a mortal being.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000