most
/məʊst/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): moresuperlative (عالی): most
صفت — بیشترین
بیشتریناکثر
بیشترین مقدار، گستره یا درجه.
The greatest in amount, extent, or degree.
«اکثر مردم از غذای خوب لذت میبرند.»
“Most people enjoy good food.”
«من بیشتر وقتم را به کار گذراندم.»
“I spent most of my time working.”
تفاوت با واژههای مشابه
majority— اکثریت (رسمی/خنثی. 'majority' یک اسم است که به قسمت بزرگتر یا بیشتر یک گروه اشاره دارد. نمیتواند مستقیماً به جای 'most' به عنوان صفت یا قید قرار گیرد، اما در برخی بافتها مفهوم مشابهی را منتقل میکند: 'The majority of people agree' بجای 'Most people agree'.)
متضادها
2pronoun (ضمیر)common
ضمیر — بیشتر
بیشتراکثرشان
بیشترین تعداد یا مقدار.
The greatest number or quantity.
«بیشترشان با طرح موافق بودند.»
“Most of them agreed with the plan.”
«او بیشتر کیک را خورد.»
“She ate most of the cake.”
3adverb (قید)formaltype (نوع): degreeadjective (صفت): muchposition (جایگاه): middle
قید — بیشترین حد
بیشترین حدبسیار
تا بیشترین حد یا درجه؛ بسیار.
To the greatest extent or degree; very.
«این نکتهای بسیار جالب است.»
“That's a most interesting point.”
«او در کارش بسیار با دقت بود.»
“He was most careful with his work.”
تفاوت با واژههای مشابه
very— خیلی، بسیار (روزمره. 'very' معمولاً قبل از صفت یا قید برای تشدید معنا میآید. 'most' برای تشکیل صفت عالی استفاده میشود: 'the most beautiful flower' اما 'a very beautiful flower'. در برخی موارد 'most' به معنای 'very' به کار میرود: 'That's most kind of you' اما این کاربرد کمی رسمیتر یا قدیمیتر است.)