بازگشت

much

/mʌtʃ/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): moresuperlative (عالی): most
زیادمقدار زیاد

مقدار زیادی (برای اسم‌های غیرقابل شمارش به کار می‌رود).

A large amount or quantity (used with uncountable nouns).

«آب زیادی باقی نمانده است.»

I don't have much water left.

«شکر زیادی در کاسه نیست.»

There isn't much sugar in the bowl.

متضادها
2adverb (قید)common
خیلیبه طور زیاد

در حد زیاد؛ به طرز قابل توجه.

To a great extent or degree; very.

«او خیلی بلندتر از خواهرش است.»

She is much taller than her sister.

«من این فیلم را خیلی بیشتر از آن یکی دوست دارم.»

I like this movie much more than the last one.

تفاوت با واژه‌های مشابه
veryخیلی

روزمره. معمولا وقتی صفت مقایسه‌ای است با much قابل تعویض است. مثلا much better یعنی very good.

Everyday. Usually interchangeable with 'much' when modifying adjectives in the comparative form. Example: 'much better' = 'very good'.

متضادها
3pronoun (ضمیر)formal
زیادمقدار زیادی

مقدار زیاد یا زیادی (اینگونه به مقدار نامعلوم اشاره می‌کند).

A large amount or quantity (used to refer to an unspecified amount).

«خیلی چیزها از وقتی تو رفتی تغییر کرده است.»

Much has changed since you left.

«در این دوره چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد.»

There is much to learn in this course.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000