myeloid

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

my·e·loid/ˈmaɪəˌlɔɪd/
myel-marrow-oidlike, resembling
adjective (صفت)technical

صفت — مربوط به مغز استخوان

مربوط به مغز استخوان

مربوط به مغز استخوان یا بافت‌هایی که سلول‌های خونی تولید می‌کنند.

Relating to the bone marrow or tissues producing blood cells.

«سلول‌های میلوئید در سیستم ایمنی نقش مهمی دارند.»

Myeloid cells are important in the immune system.

«بیمار به لوکمیا میلوئید مبتلا شد.»

The patient was diagnosed with myeloid leukemia.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000