nail-biting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

nail-bit·ing/ˈneɪl ˌbaɪtɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more nail-bitingsuperlative (عالی): most nail-biting

صفت — نفس‌گیر

نفس‌گیرپرتنش

آن‌قدر پرتنش و هیجان‌انگیز که آدم نگران نتیجه می‌شود.

Causing intense suspense or anxiety about what will happen.

«مسابقه با پایانی نفس‌گیر تمام شد.»

The match ended in a nail-biting finish.

«انتظار نتایج بسیار پرتنش بود.»

It was a nail-biting wait for the results.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000