بازگشت

nakedness

na·ked·ness/ˈneɪkɪdnəs/
nakedwithout clothes-nessstate or quality
noun (اسم)formal
عریان بودنبرهنگی

حالت بدون لباس بودن؛ نمایان بودن پوست برهنه.

The state of being without clothing; bare skin visible.

«نقاشی نشان‌دهنده برهنگی بدن انسان بود.»

The painting showed the nakedness of the human body.

«فرهنگ‌های مختلف دیدگاه‌های متفاوتی درباره برهنگی دارند.»

Many cultures have different views on nakedness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nudityبرهنگی

رایج؛ بیشتر در زمینه‌های رسمی یا قانونی کاربرد دارد.

Common synonym; often used in formal or legal contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000