neuroma

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

neu·ro·ma/njʊˈroʊmə/
noun (اسم)technicalplural (جمع): neuromas

اسم — نوروم

نورومتومور عصبی

رشد خوش‌خیم یا تومور روی عصب یا بافت عصبی.

A benign growth or tumor on a nerve or nerve tissue.

«بیمار به نوروم پا مبتلا تشخیص داده شد.»

The patient was diagnosed with a neuroma in the foot.

«نوروم‌ها می‌توانند باعث درد یا بی‌حسی شوند.»

Neuromas can cause pain or numbness.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000