newly established

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

new·ly es·tab·lished/ˈnuli ɪˈstæblɪʃt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more newly establishedsuperlative (عالی): most newly established

صفت — تازه‌تأسیس

تازه‌تأسیستازه برقرارشده

به چیزی گفته می‌شود که به‌تازگی راه‌اندازی یا به‌طور رسمی برقرار شده است.

Set up or officially recognized only recently.

«درمانگاه تازه‌تأسیس به خانواده‌های روستایی خدمات می‌دهد.»

The newly established clinic serves rural families.

«او به یک شرکت تازه‌تأسیس پیوست.»

She joined a newly established company.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000