بازگشت

nourish

nour·ish/ˈnʌrɪʃ/
verb (فعل)common
past (گذشته): nourishedpast participle (مفعولی): nourished-ing (حال): nourishing3rd (سوم): nourishes
تغذیه کردنپرورش دادن

غذا یا مواد لازم برای رشد، سلامت و وضعیت خوب فراهم کردن.

To provide food or substances necessary for growth, health, and good condition.

«گیاهان به نور خورشید و آب برای تغذیه نیاز دارند.»

Plants need sunlight and water to nourish.

«والدین خوب استعدادهای فرزندانشان را پرورش می‌دهند.»

Good parents nourish their children's talents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
feedخوراک دادن

رایج. دادن غذا؛ nourish بیشتر شامل حمایت برای رشد و سلامت است.

Common. To give food; 'nourish' often includes support for growth and health.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000