بازگشت

obscurely

ob·scure·ly/əbˈskjʊərli/
obscurenot clear-lyin a manner
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): obscureposition (جایگاه): end
به‌صورت مبهمبه‌طریق نامشخص

به شکلی که به‌سادگی قابل فهم یا دیدن نیست؛ ناواضح.

In a way that is not clearly understood or easily seen; unclearly.

«دستورالعمل‌ها به‌طور مبهم نوشته شده بود و خیلی‌ها را گیج کرد.»

The instructions were written obscurely and confused many.

«او به شکلی ناواضح صحبت کرد و دنبال کردن استدلالش مشکل بود.»

He spoke obscurely, making it hard to follow his argument.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vaguelyمبهم

رایج. به معنی ناواضح یا نامشخص، در بیشتر زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Means unclear or indefinite, interchangeable in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000