off one's trolley

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

off one's trol·ley/ɔf wʌnz ˈtrɑli/
phrase (عبارت)slang

عبارت — دیوانه بودن

دیوانه بودنعقلش را از دست دادن

دیوانه یا بسیار غیرمنطقی رفتار کردن.

Crazy or behaving in a very unreasonable way.

«برای خریدنش باید دیوانه باشی.»

You must be off your trolley to buy it.

«او امروز کاملاً عقلش را از دست داده است.»

He's completely off his trolley today.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000