بازگشت

offering

of·fer·ing/ˈɔːfərɪŋ/, /ˈɒfərɪŋ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): offerings
هدیهپیشکشقربانی

چیزی که عرضه می‌شود، به ویژه به عنوان هدیه یا کمک.

Something offered, especially as a gift or contribution.

«او پیشکشی از گل در محراب کرد.»

He made an offering of flowers at the shrine.

«سینی جمع‌آوری پول برای پیشکش یکشنبه رد شد.»

The collection plate passed for the Sunday offering.

تفاوت با واژه‌های مشابه
giftهدیه

رایج. هدیه‌ای که داوطلبانه و بدون پرداخت داده می‌شود. در حالی که یک 'offering' می‌تواند یک هدیه باشد، همه هدایا 'offering' نیستند (مثلاً هدیه تولد یک هدیه است، اما معمولاً یک 'offering' نیست). 'او پیشکشی برای خدایان آورد' درست است، 'او هدیه‌ای برای خدایان آورد' نیز درست است، اما 'offering' به یک ارائه آیینی یا محترمانه‌تر اشاره دارد.

Common. A present given voluntarily without payment. While an 'offering' can be a gift, not all gifts are offerings (e.g., a birthday present is a gift, but not typically an 'offering'). 'He brought an offering to the gods' works, 'He brought a gift to the gods' also works, but 'offering' implies a more ritualistic or respectful presentation.

contributionمشارکت

رایج. چیزی که توسط یک شخص یا گروه به یک صندوق مشترک یا برای یک هدف مشترک داده می‌شود. زمانی که پول یا تلاشی به یک هدف داده می‌شود، قابل جایگزینی است. 'آنها یک پیشکش سخاوتمندانه به خیریه کردند' درست است، 'آنها یک مشارکت سخاوتمندانه به خیریه کردند' نیز درست است.

Common. Something given by a person or group to a common fund or for a common purpose. Interchangeable when money or effort is given to a cause. 'They made a generous offering to the charity' works, 'They made a generous contribution to the charity' also works.

2verb (فعل)common
past (گذشته): offeredpast participle (مفعولی): offered-ing (حال): offering3rd (سوم): offers
پیشنهاد دادنعرضه کردن

صرف حال فعل 'offer'. چیزی را برای پذیرش یا رد به کسی ارائه دادن.

Present participle of 'offer'. To present something for someone to accept or reject.

«او قیمت خوبی برای ماشین پیشنهاد می‌دهد.»

She is offering a good price for the car.

«آنها خدمات جدیدی به مشتریان ارائه می‌دهند.»

They are offering new services to customers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
presentingارائه دادن

رایج. نشان دادن یا دادن چیزی به کسی. می‌تواند قابل جایگزینی باشد، اما 'presenting' اغلب به یک نمایش رسمی‌تر یا عمومی‌تر اشاره دارد. 'او راه حل جدیدی پیشنهاد می‌دهد' درست است، 'او راه حل جدیدی ارائه می‌دهد' نیز درست است، اما 'presenting' ممکن است یک نمایش ساختاریافته‌تر را نشان دهد.

Common. To show or give something to someone. Can be interchangeable, but 'presenting' often implies a more formal or public display. 'He is offering a new solution' works, 'He is presenting a new solution' also works, but 'presenting' might suggest a more structured demonstration.

proposingپیشنهاد کردن

رایج. یک ایده یا طرح را برای بررسی مطرح کردن. در حالی که 'offering' می‌تواند یک پیشنهاد باشد، 'proposing' به طور خاص به ایده‌ها یا طرح‌ها اشاره دارد. 'او طرح جدیدی پیشنهاد می‌دهد' درست است، 'او طرح جدیدی پیشنهاد می‌کند' نیز درست است، با این تفاوت که 'proposing' جنبه پیشنهادی را برجسته می‌کند.

Common. To put forward an idea or plan for consideration. While 'offering' can be a proposal, 'proposing' specifically refers to ideas or plans. 'She is offering a new plan' works, 'She is proposing a new plan' also works, with 'proposing' highlighting the suggestion aspect.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000