olfactory

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ol·fac·to·ry/ɒlfˈæk.tər.i/
adjective (صفت)technical

صفت — بویایی

بویایی

مربوط به حس بویایی.

Related to the sense of smell.

«عصب‌های بویایی بوهای مختلف را تشخیص می‌دهند.»

The olfactory nerves detect different smells.

«گیرنده‌های بویایی برای چشایی مهم هستند.»

Olfactory receptors are important for taste.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000