on the loose
/ɑn ðə lus/
phrase (عبارت)common
عبارت — آزاد
آزاددر حال گشتن
آزاد و در حال گشتن، بهخصوص پس از فرار از جایی که در آن نگه داشته میشد.
Free and moving around, especially after escaping confinement.
«یک ببر نزدیک روستا آزادانه میگردد.»
“A tiger is on the loose near the village.”
«پلیس هشدار داد که دزد هنوز آزاد است.»
“Police warned that the thief was on the loose.”