one-and-done

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌwʌn ən ˈdʌn/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more one-and-donesuperlative (عالی): most one-and-done

صفت — یک‌باره و تمام‌شده

یک‌باره و تمام‌شدهتک‌مرحله‌ای

فقط شامل یک بار تلاش، رویداد یا فصل بودن و بعد از آن ادامه نداشتن.

Involving only one event, attempt, or season, with no continuation afterward.

«آن یک پروژهٔ تک‌مرحله‌ای بود.»

It was a one-and-done project.

«او با مصاحبه طوری برخورد کرد که انگار فقط یک فرصت دارد.»

He treated the interview as one-and-done.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000