oratory
هنر یا مهارت صحبت کردن به صورت رسمی و فصیح جلوی جمع.
The art or skill of public speaking in a formal, eloquent way.
«هنر خوشبیانی او در کنفرانس همه را تحت تأثیر قرار داد.»
“His oratory impressed everyone at the conference.”
«او برای بهتر شدن در سخنرانی، خوشبیانی را مطالعه کرد.»
“She studied oratory to become a better speaker.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. وقتی روی بیان روان و مؤثر تأکید است به جای oratory استفاده میشود، بیشتر به سبک مربوط است.
Formal. Interchangeable with 'oratory' when emphasizing fluent, persuasive speaking; less about the act, more about style.
ساختمان یا مکانی که برای سخنرانی عمومی یا موعظه مذهبی اختصاص یافته است.
A building or place set aside for public speaking or religious sermons.
«تالار سخنرانی پر از افرادی بود که منتظر سخنرانی بودند.»
“The oratory was filled with people waiting for the speech.”
«تالار قدیمی را برای رویدادهای عمومی تعمیر کردند.»
“They renovated the old oratory for community events.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معمولاً به مکان کوچک عبادت گفته میشود و وقتی oratory به محل مذهبی اشاره دارد، گاهی جایگزین میشود.
Common. Often refers to a small place of worship, sometimes used interchangeably when oratory means a small religious venue.
رایج. به محل بزرگتر و معمولاً سکولار برای سخنرانی گفته میشود.
Common. Similar meaning for a public speaking venue but usually larger and secular rather than religious.