ordains

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

or·dains/ɔːrˈdeɪnz/
or-prefix, not separately meaningful heredainfrom Latin 'ordinare', to order
verb (فعل)formalpast (گذشته): ordainedpast participle (مفعولی): ordained-ing (حال): ordaining3rd (سوم): ordains

فعل — رسماً منصوب کردن

رسماً منصوب کردنکلیسا دادن

رسماً شخصی را به مقام کشیشی یا روحانیتی منصوب کردن.

Officially invest with ministerial or priestly authority.

«اسقف هر سال کشیشان جدید را منصوب می‌کند.»

The bishop ordains new priests every year.

«او یکشنبه گذشته به عنوان کشیش منصوب شد.»

She was ordained as a minister last Sunday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
consecratesمقدس کردن

رسمی/مذهبی. در زمینه‌های مقدس‌سازی و انتصاب‌های دینی قابل جایگزینی است.

Formal/religious. Interchangeable with 'ordain' in religious contexts involving holy appointments.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000