بازگشت

organ

or·gan/ˈɔːr.ɡən/
noun (اسم)common
plural (جمع): organs
اندامارگان

بخشی از بدن با عملکرد مشخص، مانند قلب یا مغز

A part of the body with a specific function, like the heart or brain

«قلب یک اندام حیاتی است.»

The heart is a vital organ.

«او مشکل کبدی دارد.»

He has a liver problem.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000