out of character

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

out of char·ac·ter/aʊt əv ˈkærəktər/
phrase (عبارت)common

عبارت — خلافِ عادت بودن

خلافِ عادت بودندور از شخصیت بودن

با رفتار یا خوی همیشگیِ یک نفر جور درنیامدن.

Not typical of a person's usual behavior or nature.

«پاسخ عصبانی او خلافِ عادتش بود.»

His angry reply was out of character.

«دروغ‌گفتن با شخصیت او جور درنمی‌آید.»

It is out of character for her to lie.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000