out of pocket

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

out of pock·et/aʊt əv ˈpɑkət/
1phrase (عبارت)common

عبارت — از جیب پرداخت کردن

از جیب پرداخت کردنمتحمل هزینه شدن

پولی را شخصاً پرداخت کرده بودن و هنوز پس نگرفته بودن.

Having paid money personally and not yet been reimbursed.

«بعد از تعمیر، از جیب خودم هزینه کردم.»

I was out of pocket after the repair.

«شرکت هزینه‌های پرداخت‌شده از جیب او را پس داد.»

The company repaid her out-of-pocket expenses.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — در دسترس نبودن

در دسترس نبودنپاسخ‌گو نبودن

در دسترس نبودن برای تماس، به‌ویژه از راه تلفن یا ایمیل؛ بیشتر در آمریکای شمالی.

Unavailable to contact, especially by phone or email; chiefly North American.

«امروز بعدازظهر در دسترس نیستم.»

I will be out of pocket this afternoon.

«او در طول پرواز در دسترس نبود.»

She was out of pocket during the flight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000