overall picture

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

o·ver·all pic·ture/ˌoʊvərˈɔl ˈpɪktʃər/
noun (اسم)commonplural (جمع): overall pictures

اسم — تصویر کلی

تصویر کلینمای کلی

برداشت و درک کلی از یک وضعیت پس از دیدن بخش‌های اصلی آن.

A general understanding of a situation after considering its main parts.

«گزارش تصویر کلی را نشان می‌دهد.»

The report gives the overall picture.

«اول به تصویر کلی نیاز داریم.»

We need the overall picture first.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000